
معرفی کتاب رمان « همآواز»، نویسنده: میعادمهدی صفری
«نفسهاي آخر تمام ميشود و سراي پدري را در تقابل عشق و جنون فرو ميبرد. پاييز سكوت ميكند؛ هستي با همهي رنگهايش، در سياهي فرو رفته و نظارهگر رنجِ فراق در روزهاي بيتابي ميشود. طراوات دور، گنجشكها بيآشيان، ديدهها باراني و هوا طوفاني ميگردد و در هياهوي بغض و حسرت، قلبها زلال، سخنها مانا، پندارها بهشتي و شرافت پايدار ميماند. خانهي مادري به انتظار مينشيند تا همآوازِ عشق برگردد و قلبهاي پاره را به هم پيوند داده و به هر روز دلتنگي، خاتمه دهد و با دستانِ پاكِ نوازشگرِ خود، زنگارهاي غم را از دلها زدوده و صداي نبضهايي كه آهنگ حيات را مينوازد، طنينانداز كند و آواي عشق جاودانه بماند...»
كتاب (همآواز) رماني اجتماعي- عاشقانه است كه نويسنده در آن تلاش كرده تا در عين رعايت جنبههاي ادبي و هنري كار، اثري مخاطبپسند را ارائه نمايد. به همين منظور او كوشيده است، قصهاي باورپذير و تأثيرگذار، با محتوايي قوي، جذاب، گيرا و پُركشش، با گفتگوهاي زيبا و شخصيتهاي چندبعدي و ملموس و ماندگار، با رعايت تعليقهاي بهجا و مناسب و به كار بردن واژههاي سليس و شيوا، خلق كند و داستان را با قلمي يكدست، روان و منسجم روايت نمايد. راوي و شخصيت اصلي رمان، يك زن است كه در بطن حوادث، روزهاي پُر اوج و فرودي را تجربه ميكند...
برچسب:
نویسنده: سجاد نوری